نوشته های آبی




Thursday, September 05, 2002

٭ آخيش، راحت شدم. بابا جونم دراومد (آره !! پس ميخواستی واقعا در بياد؟؟) تا تونستم اين لعنتی را بکشم بالا. هر Ú†ÛŒ Ù…ÛŒ کشيم از همين گروه خونمونه! آره، از بچگی يعنی همينکه تونستم ديگه رو پام وايسم Ùˆ ديگه چارچنگولو نرم، شلوار جين؛ اونم نه هر مارکی، نه، Ù�قط Ù„ÛŒ (اونم اصل دلاريش) يا ديگه خيلی Ú©Ù… ميومد، رانگلر پام ميکردم. يادش بخير. Ù„ÛŒ اصل دلاری تو پاساژ کويتيها يا تو مغازه هيلدا، Ù�قط 60 تومن. خوب اونم دوره ای بود برای ما تازه سبيل سبز کرده ها. بعدش هم دختر بازی Ùˆ چشم چرونی. دم غروب هم سينما Ù�انوس Ùˆ ديدن يه Ù�يلم از بهروز يا بروس. آهان داشتم از اين لجوج ميگÙ�تم Ú©Ù‡ بالاخره با زور صابون Ùˆ تÙ� Ùˆ سلام Ùˆ صلوات Ùˆ گاهی هم التماس تونستم بکشمش بالا. راستش از وقتيکه اين شلوار GAP رو به قيمت 45 پوند خريدم، زيپش روزی دو سه بار (يعنی هر گاه بلانسبت Ú¯Ù„ به رو شما ميرم دستشويی) گير ميکنه. هميشه يه تکه صابون Imperial Leather تو جيبم هست. بابا از من ميشنويد دور شلوارهای جين اين دوره زمونه رو خط بکشيد. به دردسرش نمی ارزه به خدا. حالا دردسرش هم يه طرÙ�. Ú†Ù‡ Ù�کرها Ú©Ù‡ مردم ممکنه با ديدن صابون تو دستت Ùˆ تÙ� رو لبت بکنن. من Ú©Ù‡ ديگه ميخوام دور هر Ú†ÛŒ شلواره خط بکشم. البته نه از اون خطهای قرمزی Ú©Ù‡ نميشه بش نزديک شد. ميخوام برم تو کار دش داشه. نظرتون Ú†Ù�يه؟


٭ تو شايد برای دنيا Ù�قط ÙŠÚ© "کسی" باشی، ولی تو برای کسی ميتونی "دنيا" باشی.


........................................................................................

Friday, June 21, 2002

٭ راستي شما هم تبليغ آبجو گارلسبرگ رو روی پيراهن تيم پرسپوليس ديديد. چي؟؟ آره بابا Ø¢ ب ج و، آبجو. دلت خنک شد؟؟!!! يادم مياد تا همين چند سال پيش روی پيراهن تيم پرسپوليس شعارهای حماسي Ø­Ú© Ù…ÛŒ شد. مثل "رمضان ماه عبادت". شما هم يادتون هست؟ خوب، البته ميدونيد که، عبادت Ùˆ تجارت هر دو هم وزنند Ùˆ با واژه هايی مانند خجالت، کسالت، رذالت، شقاوت، Ùˆ ... قابل جايگزينی است. Ù…Ú¯Ù‡ نه علی آقا؟؟؟


٭ بالاخره اين تبليغات Ùˆ هياهوی پرشن بلاگ کار خودش رو کرد. البته راستش رو بخوايد نه تبليغ ضعيÙ� خودشون. نه ! بلکه اين هياهو Ùˆ جنجال مخالÙ�ها. خوب، تصميم گرÙ�تم Ú©Ù‡ من هم يه اتاق اونجا دست Ùˆ پا کنم. اسباب کشي؟ نه! Ù�قط برای اينکه اجاره نشينها رو بشناسم. اگر محله اش خوب بود Ùˆ آنتن نداشت! اونوقت ميشه رو اسباب کشي Ù�کر کرد.


٭ آخيش دلم خنک شد. انگليس به برزيل باخت Ùˆ حال حسين رو گرÙ�ت. نه اينکه با حسين دشمن باشم! نه به جان شما!! من از طرÙ�داری حسين از انگليس حالم به هم Ù…ÛŒ خورد Ú©Ù‡ البته ديگه موردی برای خوردن قرصهای ضد Ø´Ú©ÙˆÙ�Ù‡ نيست (با سپاس از تيم برزيل).


........................................................................................

Tuesday, May 14, 2002

٭ نمی دونم شما امروز نگاهی به وب لاگ حسين انداختيد يا نه؟ دو نکته منÙ�ÛŒ (دست Ú©Ù… از نگاه من) در نوشته امروز حسين آقا وجود داره Ú©Ù‡ به نظرم نوشته هاش رو از بيطرÙ�ÛŒ به "يه طرÙ�ÛŒ" تبديل Ù…ÛŒ کنه. به همين دليل تصميم گرÙ�تم Ú©Ù‡ اونا رو بيان کنم. 1- عنوان صÙ�حه نخست بلاگ ايشون Ù�رهنگ عامه است Ú©Ù‡ شايد Ù�رهنگ همگانی زÙ�يباتر باشه؛ 2- نوشته اند Ú©Ù‡ "بسياری از مترجم‌های علوم انسانی در ايران تنها تخصصشان اينست Ú©Ù‡ Ù…Ù�اهيم روشن Ùˆ مشخصی را Ú©Ù‡ دانشمندی مثلا به زبان انگليسی يا آلمانی نوشته است، جوری قلمبه Ùˆ سلمبه کنند Ú©Ù‡ هيچکس آنرا Ù†Ù�همد." اين سخن از ايشون Ú©Ù‡ پژوهشگر در علوم اجتماعی هستند خيلی Ø´Ú¯Ù�ت انگيز است. ايشان Ù†Ù�رموده اند Ú©Ù‡ منبع علمی اين "تعميم آماری" چيست. اگر خودشان پژوهش کرده اند از روش تحقيق Ùˆ داده ها هيچ اشاره ای ندارند. اصولا اين تنها ايشان نيستند Ú©Ù‡ بی هيچ واهمه ای، بدون ذکر منبع "هر Ú†Ù‡ Ù…ÛŒ خواهد دل تنگش Ù…ÛŒ گويد". نگاهی به روزنامه ها، Ùˆ گوشی به راديو ها Ùˆ تلويزيونها به شما نشون Ù…ÛŒ ده Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ اوضاعی است. هيچ خبرنگاری هم از هيچ مسؤلی نمی پرسه Ú©Ù‡ منبع بيان حضرت عالی چيست.


........................................................................................

Wednesday, May 01, 2002

٭ امروز Ù�رصتی شد تا دوباره گشتی توی وب لاگهای همسايه ها بزنم. تصميم دارم يه کار پژوهشي روی بلاگهای پارسی انجام بدم. اگر شما هم مايل به همکاری هستيد لطÙ�ا منو خبر کنيد.


٭ سلام دوباره. من برگشته ام.


........................................................................................

Thursday, February 21, 2002

٭ شما تو رو خدا بگيد Ú†Ù‡ بايد کرد؟


٭ حضرت عباسی، اين ديگه خيلی خنده داره، نه ØŸ آخه آدم Ù…ÛŒ آد با دست قلم شده خودش زير پای خودش رو يهويی خالی کنه؟ نه! شما باشيد، همچه کاری Ù…ÛŒ کنيد؟ ÙŠÚ©ÛŒ نيست به اين جناب بگه بابا! پدر آمرزيده! يه Ú©Ù… ميگو بخور، اون مخ نداشته ات کار کنه.


........................................................................................

Thursday, February 14, 2002

٭ امروز متوجه شدم روزنامه جديدی به نام بنيان نيز منتشر ميشه. خوشحال شدم. ولی اين خوشحالی Ù�قط چند لحظه بود، چون متوجه شدم Ú©Ù‡ ابراهيم نبوی هم توی اون يه ستون واسه خودش دست Ùˆ پا کرده Ùˆ طنز Ù…ÛŒ نويسه. روزنامه بيچاره حتما تا پيش از اينکه نعداد شماره هاش دورقمی بشه، تعطيل شده Ùˆ سردبيرش به پابوس آقا امام رضا ميره. مدرک از اين قويتر Ú©Ù‡ نبوی اسم ستونش رو گذاشته «بن بست پنجم» !!!


٭ اين نوشته گزارشگونه مربوط به کارکنان هواپيمايی هما (ايران اير) سرم رو داغ کرده. باورش خيلی سخته، ولی اگه Ù�قط حتی ÙŠÚ© درصد هم احتمال واقعی بودن داشته باشه، ÙŠÚ© Ù�اجعه ملي است. اگر صحبتهای آقای کروبی رو نيز با اين نامه کنار هم بذاريم اونوقت تراژدی کامل ميشه. البته، ميدونم Ú©Ù‡ نميشه راحت نتيجه گيری کرد، ولی خوب، Ø´Ú© کردن کمترين واکنش است. تا تو Ú†Ù‡ گويی ØŸ


........................................................................................

Wednesday, February 13, 2002

٭ بالاخره ÙŠÚ©ÛŒ از نمايندگان پيشنهاد استعÙ�ای وزير راه Ùˆ ترابری رو داد. راستش اين ÙŠÚ© اصل مديريت بوده Ùˆ هست Ú©Ù‡ دارنده اختيار، مسئول نيز هست. البته داشتن رکورد توی هر چيزی Ù…ÛŒ تونه اÙ�تخار باشه اما نه توی «سقوط هواپيما» !!! البته استعÙ�اء يا استيضاح مشکل را حل نميکنه ولی دست Ú©Ù… اين پيامد رو داره Ú©Ù‡ هر مديری بدونه در مقابل «اختياری» Ú©Ù‡ داره «مسئوليت» نيز داره.


٭ خوب تا اينجای کار بد نشد. البته Ù…ÛŒ دونم مانند وب لاگ حسين درخشان حرÙ�Ù‡ ای نيست. ولی اميدوارم اونقدر دست Ùˆ دلباز باشيد Ú©Ù‡ بپذيريد خيلی هم بد Ùˆ «تو ذوق زن» نيست. درست ميگم، نه !!!


٭ گام نخست را برداشتم. اکنون من نيز يه وب لاگ دارم. راستش رو بخوايد، سارينا من رو به اينکار واداشت. خوب آره با ديدن وب لاگ اون شرمنده شدم Ú©Ù‡ چرا من هنوز به اين Ù�کر نيÙ�تادم. همونطور Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ بينيد، خشت اول رو گذاشتم، Ú©Ù‡ اميدوارم «کج» نباشد. تا تو Ú†Ù‡ گويی ؟؟


........................................................................................

بازگشت به خانه